هر چینی لُغَ بَلَ هَسین مِنِ بَخشِ نَظَر دَهَنِا بینیسید تا جا نمونَ.  اَلوَتَ اُنایی که مَ نَنوشتِم بویید. همییتو زِنَ بایید

ملتی که زبان و ادبیات نداشته باشد نابود می شود

شما می توانید هر لغتی را که با حرف «ی »شروع می شود و در این بخش نیامده در بخش نظر دهندگان بنویسید تا به لغتنامه کهنوش اضافه شود.  این لغتنامه هنوز ویرایش نهایی نشده و در حال ویرایش است. هر اشتباهی که دراین قسمت می بینید اعلام نمایید تا برطرف نماییم.

 

 

ی

 

یِ آر دی َ – yeârdiā : یکباردیگه

یِ دَس- ye das : (10 عدد گردو، واحد شمارش گردو، یک دَست

یِ دَیقَ- ye dayqa: یک دقیقه

یِ رو- ye ru: یک روز

یِ سا َ ت- ye sâat: یک ساعت

ی گیر- ye gir: یك لحظه

ی مَن - yey man: چهارو نیم كیلو

یابو-yâbo : حیوانی چهار پا اهلی

یادگار- yade gâr: نام خانوادگی، یادکار هم آمده است

یار مَمَد - yârmamad: یار محمد. نام مرد
یارحَسَن yâr hasan : نام مرد

یارقُلی yâr qoli: نام مرد

یاروِیس – yâr veys: نام مرد

یازَ- yâza: یازده

یاشین-yâšin : آشین

یال- yâl : بلندی کوچکتر از تپه

یالآ خاکَن yâlxâkan : بخشی از کوهستان که خاک آن برای ساخت خانه مناسب است.

یخ اُِ –  yax ö: یخ آب، آب یخ، برف یخ زده كه تبدیل به آب می‌شود.

یَک- yak: یک

یُنجَ-  yonja: یونجه گیاهی برای دام است

ینگه-yange : زنی مسن که به همراه عروس به خانه داماد می رود تا خبر باکره بودنش را برای خانواده اش بیاورد

یوآش-yuâš  : یواش

یه بُر-yebor : بز سه ساله

یه شَمَ - ye šama : یکشنبه

یِهو- yēho: ناگهان

یی- i : این 

یِی پا-yeypa : نوعی ریتم نواختن با ساز و دهل برای رقص

یی سی اُ وِ نُ  َ – isi ö noa : آسیاب به نوبیت

یی لا-  ilâ: اینطرف

یی وارَ -  ivâra: غروب

یِی-ye  : 1- یک 2- یوغ ، به گردن گاو می انداختند تا زمین را شخم بزنند

یازده : یازَ -  yâza

یال اسب : یال- yâl

یخ آب:یخ اُِ –  yax ö

یک :یَک- yak

یک : یِی- ye

یک :یِ- ye

یک چهارم:چارَک - čârak

یک زَر و نیم :زَرنیمی-  zarimi

 یکباردیگه :یِ آر دی َ - yeârdiā

یکشنبه:یِ شَمَ - ye šama

یك ذَره : نوجَ -  nuja

یك ذره: اینجیلَ – injila

یك لحظه : یِ گیر -  ye gir

یك لحظه :ی گیر-  ye gir

یواش :یوآش- yuâš

یوغ : یِی- ye

یونجه :یُنجَ-  yonja

خبر مرتبط:

فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف ” آ “

فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « ا »

فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « ب »

فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « پ »

فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « ت-ث »

فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « ج »

فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « چ »
فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « ح »

فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « خ »

فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « د- ذ»

فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « ر»
فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « ز-ژ »

فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « س »

فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « ش »

فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « ص- ض-ط-ظ »

فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « ع-غ »

فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « ف-ق»

فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « ک »

فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « گ»

فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « ل »

فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « م »

فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « ن »

فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « و »

فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « ه »

 

پایان پیام/