فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « ل »
هر چینی لُغَ بَلَ هَسین مِنِ بَخشِ نَظَر دَهَنِا بینیسید تا جا نمونَ. اَلوَتَ اُنایی که مَ نَنوشتِم بویید. همییتو زِنَ بایید
ملتی که زبان و ادبیات نداشته باشد نابود می شود
شما می توانید هر لغتی را که با حرف « گ »شروع می شود و در این بخش نیامده در بخش نظر دهندگان بنویسید تا به لغتنامه کهنوش اضافه شود. این لغتنامه هنوز ویرایش نهایی نشده و در حال ویرایش است. هر اشتباهی که دراین قسمت می بینید اعلام نمایید تا برطرف نماییم.
ل
لُِ- lö: لب
لُُ پیچ- lōpič: پیچیدن لبه های قالی به وسیله بند
لادِيَن –lâdeyan : كنار زدن
لار- lâr : بدن
لاس – lâs: فضولات گاو،مدفوع گاور
لاف – lâf : سیلآب
لاكي –lâki : پارچه ای قرمز را که جلوی صورت عروس می انداختند
لالَ بانو – lâla bânu: لاله بانو. نام زن
لالَ – lâla: 1- نام گل، گل لاله ۲- نام زن
لالي – lâli : نام مرد
لامپ- lamp: لامپ
لاييدن – lâidan : لگد كردن
لَپ –lap : ایجاد موج در آب، هل دادن آب به سمت جلو با دست یا بیل و ..
لِپ -lep: لُپ، گونه های صورت انسان
لَپَرو – laparu : برگردان ضرف پُر به صورت ناگهانی برای خالی کردن، دَمَرو
لَت- lat: تِکه، یک قسمت کوچک ، یِ لَتِ نُن: یک تکه نان
لِچ – leĉ: اطراف دهان
لَچَر – lĉar : خسیس
لخ – lex: حَسَد
لُر – loř: مردم لر
لِردِیَن- leřdeyan: چرخانیدن،قل دادن، پرت كردن
لَزگیجَ-lazgija :
لِشمَ- lešma : برگ چنار که روی سقف خانه می ریزند و روی آن خاک می ریزند برای ساختن سقف
لِف – lef: 1- نوعی سیگار که فرد توتون را روی کاغذ سفید و آماده می ریزد می پیچاندو می کشد ۲- مثل و مانند،هم ردیف، هم سطح، هم اندازه؛ لِف خُشَ : مثل خودش می ماند
لُقمَ- loqma: لقمه
لِکِ لِک – leke lek : کنایه به کسی زده می شود که در انجام دادن یک کار بیش از اندازه تاخیر می کند
لَلِ-lale: واحد اندازه گيری شیر در مراسم شیرواره
لمپا-lampâ : نوعی چراغ برای ایجاد روشنایی
لُنَ- lona: لانه
لُنَ بُز – lonaboz : نام منطقه ای کوه های کهنوش
لُنَ مرغ- lona morq : لانه مرغ
لنترا- lanterâ: نوعی چراغ برای اینجاد روشنایی
لُنجين- لُنجین-lonjin : تشتی از جنس سفال، كاسي سفالي بزرگ تر از كاسه معمولي. از بزرگش براي ريختن آلو و بسته بندي كردن آن استفاده مي كردند و از نمونه متوسط آن براي خميرگير استفاده مي شد كه “لنجين شَمَن گيري” مي گفتند.
لِنگَ – lenga : واحد شمارش كيسه ها، یک گونی یا یک کسیه را لنگه می گویند
لَنگو- langu: نوعی بازی نوجوانان پسر
لُِنَن – leonan : شیون و زاری
لو َ لو َ – loa loa: مدار کردن، کنار آمدن
لِواس – levâs : رخت، لباس
لوتی -luti : نوازنده ساز
لوفِ لوف – lufe luf : فردی که سرما خورده تب دارد و بی قراری می کند. ناله کردن و بی قراری مریض
لولو – lulu : 1- ادرار بچه ۲- موجودي خيالي براي ترساندن بچه ها
ليج –lij : سرپاييني. شيب. محله ليجَ : نام يكي از شش محله معروف كهنوش
ليلاج –leylâj : نام مرد
لِيلو-leylu : گهواره
ليمو – limu :1- نام ميوه ای درختی ۲- نام زن
ليوَ – liva : گيج ، ديوانه، آدم بي عرضه
لِیرَ – lira : نام زن
لیلَ – lila : لوله
لِیَن- leyan : لگن
خبر مرتبط:
فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف ” آ “
فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « ا »
فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « ب »
فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « پ »
فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « ت-ث »
فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « ج »
فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « چ »
فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « ح »
فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « خ »
فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « د- ذ»
فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « ر»
فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « ز-ژ »
فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « س »
فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « ش »
فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « ص- ض-ط-ظ »
فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « ع-غ »
فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « ف-ق»
فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « ک »
فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « گ»
پایان پیام/
1-این ویلاگ قصد دارد معرفی کامل و علمی از روستای کهنوش (Kohnuš) واقع در شهرستان تویسرکان، استان همدان ارایه دهد. آنچه دراین وبلاگ می آید بخشی از کتاب 1000صفحه ای به نگارش در آمده روستای کهنوش است که به قلم پوریا گل محمدی(شاعر، پژوهشگر و مردم شناس) نوشته شده و مراحل ویرایش برای انتشار را طی می کند. این کتاب در سه جلد"فرهنگ لغت"،"دستور زبان" و "مردم نگاری " منتشر خواهد شد2- اخبار اطلاعات خود در مورد کهنوش و کهنوشی ها را به atiban22@yahoo.com ایمیل کنید.