فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « ز-ژ »
ملتی که زبان و ادبیات نداشته باشد نابود می شود
شما می توانید هر لغتی را که با حرف ز شروع می شود و در این بخش نیامده در بخش نظر دهندگان بنویسید تا به لغتنامه کهنوش اضافه شود. این لغتنامه هنوز ویرایش نهایی نشده و در حال ویرایش است. هر اشتباهی که دراین قسمت می بینید اعلام نمایید تا برطرف نماییم.
ز
زُ ُر- zōr: درشت
زََ لَ – zāla: زهره
زُ ُن – zōn : زبان
زآاو- zâū: زائو، زنی که تازه فرزند زاییده
زاقَ – zâqa : زاغه، صخره را به شکل اتاق سوراخ می کنند و حیوانات را در آن نگه می دارند
زاق- zâq : زاغ، پرنده ای سیاه
زالی- zâli: زالو، گونه ای خزنده که خون می خورد و برای مداوای برخی بیمارها از آن استفاده می شود
زَر- zar : 1- طلا ۲- واحد اندازه گیری معادل یک متر
زَر اُِ – zar ö: ادرار، شاش
زِرپ – zerp : صدای باد که از معده خارج می شودبا صدای تیز و تند، واژه یی که براي تمسخر كسي كه ادعایی مي كند که نمي تواند آن كار را انجام دهد به كار مي رود
زَرد اِلی- zardeli: زردآلو
زَردِ زنبور- zarde zanbur: زنبورهای وحشی كه از گنج كوچكتر هستند
زَردَ کَمَر – zarda kamar: نام منطقه ای کوهستانی که زرد رنگ است
زردا – zarda : کهوهی که زنگ زرد دارد
زرشك كُهي – zereške kohi : زرشک کوهی
زِرک- zerk: زرنگ، زیرک
زَرنیمی- zarimi: یک زَر و نیم معادل یک متر و نیم، نوعی فرش که در کهنوش بافته می شود
زَفَر – zafar: پیروزی، غلبه
زِق – zeq : رگه های باریک از جوی آب که وارد یک جوی بزرگ می شود. ترکیب چند زِق را زِقُ چِل – zeqo ĉel می گویند.
زُقَلی- zōqali : ذوق علی، نام مرد
زِل- zel: 1- تند و تیز ۲- شكوفه درخت
زَلِ دَرد- zāle dard : نوعی مریضی عفونتی به خاطر تشنگی است که باعث می شود جگر سفید گوسفند به دنده اش بچسبد. این بیماری با پینی سیلین مداوا می شود
زِلف-zelf : 1- گيس بافته و حلقه شده زنان به دور گوش. وقي به يك مرد مي گويند زلفت را درست كرده اي كنايه از اين است كه موهايت را زياد آرايش كردهاي. يا موهايت مانند زن ها درست كردهاي ۲- تفاله ، زِلفِ اَ نگير: تفاله انگور
زِلق – zelq : مدفوع خشک پرنده ، مدفوع خیس را کَل کَلی می نامند
زَلَگوآر – zalaguâr: زهره ترک شدن، وحشت کردن
زِمِسُ – zemeso : زمستان
زَمُنَ- zamona: زمانه
زَمُن- zamon: 1- زمان، وقت ۲- مرد
ژ
ژِر- žer: جِر، پاره شدن
ژِک- ekž : وقتي گاو و گوسفند زايمان مي كنند تا سه روز از پستانش جِكمايعي كه قبل از شير مي آيد و زرد رنگ است، توليد مي شود مثل عسل سفت است و انسان آن را نمي خورد اما فرزند حيوان براي آنكه قوي تر شود آن را مي خورد
ژُن-žon : 1- دل درد ۲- ایجاد خفه گی در فرد بر اثر ضربه به پهلو، بند آمدن نفس
ژونِ – žon : علف همرا با خاک رشیه، تکه یی علف که هنگام كندن خاک به ریشه آن چسبيده
فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف ” آ “
فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « ا »
فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « ب »
فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « پ »
فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « ت-ث »
فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « ج »
فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « چ »
فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « ح »
فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « خ »
فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « د- ذ»
فرهنگ لغت لری کهنوشی، حرف « ر»
پایان پیام/
1-این ویلاگ قصد دارد معرفی کامل و علمی از روستای کهنوش (Kohnuš) واقع در شهرستان تویسرکان، استان همدان ارایه دهد. آنچه دراین وبلاگ می آید بخشی از کتاب 1000صفحه ای به نگارش در آمده روستای کهنوش است که به قلم پوریا گل محمدی(شاعر، پژوهشگر و مردم شناس) نوشته شده و مراحل ویرایش برای انتشار را طی می کند. این کتاب در سه جلد"فرهنگ لغت"،"دستور زبان" و "مردم نگاری " منتشر خواهد شد2- اخبار اطلاعات خود در مورد کهنوش و کهنوشی ها را به atiban22@yahoo.com ایمیل کنید.