کهنوش
کهنوش Kohnuš،بخش مرکزی،دهستان خرمرود، شهرستان تویسرکان، استان همدان 
قالب وبلاگ
پيوندهای روزانه


چارتا بِرارَن هَرچی مِدُون وِ هَم نِمِرِسَن؟

[ شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 19:0 ] [ کهنوشی ها ]
هر چینی لُغَ بَلَ هَسین مِنِ بَخشِ نَظَر دَهَنِا بینیسید تا جا نمونَ.  اَلوَتَ اُنایی که مَ نَنوشتِم بویید. همییتو زِنَ بایید

ملتی که زبان و ادبیات نداشته باشد نابود می شود

شما می توانید هر لغتی را که با حرف « س »شروع می شود و در این بخش نیامده در بخش نظر دهندگان بنویسید تا به لغتنامه کهنوش اضافه شود.  این لغتنامه هنوز ویرایش نهایی نشده و در حال ویرایش است. هر اشتباهی که دراین قسمت می بینید اعلام نمایید تا برطرف نماییم.

 

 

 

سُ - so‌ : كيزَ، كوزه ؟؟؟

سِ-  se: سه

سِ روزَ - se ruza : سه روزه، وقتی کسی فوت می کرد روز سوم جمع می شدند و مردان را به حمام می بردند.

سَ ريز- sāriz : محل سر رفتن آب

سِ زِرکَ – se zerka : لرزش ناگهانی بدن بر اثر سرما در یک لحظه

سِ سیک – se sik : سه گوش

سا َت-sâat : ساعت

ساج -  sâj: سيني گردي كه روي تنور مي انداختند براي نان پختن، نانی که با ساج می پزند نان ساجی می نامند

ساخُشک – sâxošk : انگور عسگری خشک شده در سایه

ساروبَی – sâru bay : نام مرد، سارو؟

ساز- sâz : ساز دهنی که دهانه یی باریک داردو انتهای آن گشاد است، سورنا هم گفته می شود.

سازَ بُرید - sâzbōrid : ساز را ببرید، صدای ساز را قطع کنید، ساز نزنید

ساز زِییَن-sâz zeyan : ساز زدن

سازِنَ – sâzena : 1- نوازنده ساز 2- ساز و دُهُل  3- یه سرو صدایی که از زدن ساز تولید می شود

ساق چِناری – sâq ĉenâri : نوعی رنگ

ساق-sâq : سرحال، تندرست

ساقَلی- sâqali : ساقعلی، علی سلامت، نام مرد

سال-sâl : سال. مدت 363 شبانه روز که از اول بهار آغاز و تا پایان زمستان ادامه دارد

سالِم آقا -  sâlemâqâ: نام مرد، آقای سالم و سلامت

سایَ - sâya : سایه

ساییَن- sâiyan: ساییدن

سِجِل-  sejel: شناسنامه، سِجلد هم تلفظ می شود

سُختَن-  soxtan: سوختن

سَر- sar : 1- سر، کله 2- ابتدا، آغاز

سَر اُِ –  sar ö: سر و ابتدای آب رود یا رودخانه، سرچشمه آب که دارای آب زیادی است و از یک منبع اصل آب می آید.

سَر بیشَ –  sar biša: منطقه ای در کوهستان کهنوش، نام دره ای در کهنوش، دره سَر بیشه

سَر تراشُ-sartarâšo : مراسم اصلاح سر و صورت افراد عزادار پس از چهل روز

سَرِ تیزیک – sare tizak : به کسانی که لباس و سرو وضع مناسب دارند می گویند

سَر حَنا- sarhanâ: هدایای که برای همیاری در شب عروسی به خانواده عروس می دهند که امروزه بیشتر پول است

سَرَ خُر – sara xor : کسی که باعث مرگ می شود، کنایه از آدم بد قدم است که حضور او را باعث مرگ دیگران می دانند

سِر سِر کُنی – ser ser koni : سُر خوردن، نوعی بازی

سَرِ شُ -  sare sö: ابتدای شب، سر شب

سَرِ قروِسُ - sare qarveso : سرقبرستان، روی قبرستان

سَرِ قُوآرَ – sar quâra: شکل و شمایل، سرو قیافه

سَر کِتاو-sarketâv : باز کردن کتاب به وسیله دعانویس

سِر-ser: 1- سُر، ليز 2- بی حس

سََرا-sārâ: صحرا، باغ و جای سرسبز

سَراو - sarâv :‌ سراب

سَرپوش- sarpuš : پوشاک سر

سَرجازی- sar jãzi : هدیه که هنگام دیدن جهاز عروس می آورند

سَرخاو- serxâv: 1- سَرخواب، خواباننده سر، کسی که سر رقیبان را به زمین می زند 2- نام مرد

سَرخَرمَن – sar xarman : مسوول نظارت بر خرمن

سِرخَک -  serxak: سُرخک، نوعی بیماری

سِرخیجَ - serxija : نوعی گیاه دارویی که در کوهستان کهنوش می روید

سَرد – sard : سرد

سَردار-sardâr : 1- چوبی که بالای دار قالی به صورت افقی می اندا زند و ریشه یا همان بندهای قالی را به آن آویزان می کنند 2- فرمانده 3- نام مرد

سَرزائو- sarzâu : بالای سر زن زائو

سَرزِلفي-  sarzelfi: پول‌هاي نقره را به هم وصل مي‌كردند و از آن زيورآلاتي مانند گردنبند مي‌ساختند و به زنها آنها را به دوره كلاهشان آويزان مي کردند.

سِرسِر کُنی- serser koni: سُر سُرِ بازی، نوعی بازی، سُر خوردن

سِرفَ- serfa : سفره

سِرفَ چییَن-  serfa čiyan: سفره‌آرایی ، سفره چیدن

سَرَکو –  sara ku : کنده ی درخت به اندازه 30 تا 40 سانتیمتر که داخلش را خالی می کردند و به جای کاسه و هاونگ از آن استفاده می شد 

سَرَنگ: 1- سرهنگ، رتبه ای در ارتش 2- نام مرد

سَرین- sarin: ؟؟؟؟

سُزَ-  : sōzaسبزه ، علوفه خشک و سبز که خوراک حیوانات است

سِس - ses : سُست، شُل

سَقِز- saqez : سقز، نوعی جویدنی مانند آدامس

سَقَط - saqat : مردن حيوان. سَقَط شِيَه: يعني مرده است. اين حرف در معني دشنام نيز براي آدمها به كارمي رود

سِقَط - seqat : سفت و سخت

سُقُلمَ - seqolma : چهار انگشت را به سمت کف دست جمع کرده و  شصت را روی انگشت اشاره قرار داده و مشت می شود. در این مشت هنگام ضربه زدن تاکید و فشار بر روی شصت و خمیده گی انگشت اشاره است

سِکُ - seko : نگاه کن ، ببین، فعل امر سیل کردن سِکُ سِکُ: ببین ببین، تاکید بردیدن

سِک- sek : 1- وسیله آهنی یا چوبی که حدود 20 سانتی متر در قالی بافی برای مرتب کردن تارو پود استفاده می شود 2-  وسیله آهنی یا چوبی که حدود 20 سانتی مترکه بر خلاف هم نوعش در قالی باقی نوک تیز است و برای تحریک حیوانی که سوار آن می شوند استفاده می شود، با آن به پشت حیوان می زنند 3- گوشه 

سِكُُ  -  sekō: واحد سهام بردن رعيت از گندم،‌ يك چهارم گندم را رعيت مي برد

سِكِنَ - seken : دارايي ، اموال

سُلدار -  soldâr: بیماری سل

سِلط - seto : نام مرد

سِلِقُنَ - seleqona : گردوی سه قلو. سه گردو که در روی درخت کنار هم می رویند و به هم چسبینده اند 

سِلِنَ - selen : مدفوع انسان 

سِلِیمُ - selim : مخفف سلیمان، نام مرد

سِم - sem : سُم، پاي بزغاله

سِماق-  semaq: سماق، گياهي ترش كه كاركردي غذايي و دارويي دارد

‌سِماقُلُ- semâqolo: محلي رويش سماق

سِماوَر- varâsem : سماور

سُمبُل تيپ-  sombog tip: براي خوراك انسان و كاركرد دارويي دارد

سَمُنَ-  samona: سمانه

سَمور-samur : سمور، حیوانی ديگر در كهنوش نيست

سُن – son : سوهان براي تيز كردن ابزار

سَن داغ- sāngdâq : سنگ داغ

سنج- senj : سنج، ابزار موسیقی

سنجاق- sanjâq: سنجاقک

سنگِ تَلا – sānge talâ : سنگ زن

سَنگ داغ- sāng dax : نوعي غذا. ابتدا شير گوسفند را دوشيده و در يك ظرف مي‌ريختند. كم پشم گوسفنده تهيه مي كردند و شيردوشيده شده را از از آن عبور مي داند تا صاف شود.(گاهي شير را در قوري مي ريختند و پشم را جلو لوله قوري مي گرفتند و شير را عبور از آنها صاف مي شد).   پس از آن تعدادي سنگ جمع مي كردند ، آنها را مي‌شستند و در آتش مي‌اندازختند تا خوب داغ شود. سنگ‌هاي داغ را داخل ظرف شير انداخته تا شير بجوشد. درادامه نان را در آن تريد مي كردند و مي خوردند.

سِنگِل- sangel : لايه اي از گِل نرم كه روي ديوار مي كشند پس از كشيدن آن را سِنگِل مي كنند يعني آن را صاف مي كنند.

سَنگِلِ سُ - sengeleso : سنگي گرد كه يك طرف آن صاف است و براي صاف كردن كف خانه و ديوار استفاده مي شود ، سنگی شبیه سنگ پا

سِنِل – senel : مدفوع انسان

سوآر- suâr : سوار

سَوا-sava : اسد آباد، شهرستانی در استان همدان

سوختِم سوزِم –  suxtem suzem  : می سوزم و می سازم

سَوَد – savad : سبد

سوداک-  sudâk:؟؟؟

سوکس-suks :سوسگ

سِوِک- sevek : سبک 

سِویل- sevil: سبیل

سه پا-sepa : نوعی ریتم نواختن با ساز و دهل برای پایکوبی تند

سه سِک – se sek : سه گوش

سَی- say : سَگ

سي راخ – sirâx : سوراخ

سَی ناختن- say naxtan : سنگ انداختن

سَي وِ ديز – say ve diz : سگ ماده كه آماده جفت گيري و سگ ها به دنبالش مي افتند

سیا- siâ: سیاه

سيا بآر-  siâ bãr: بهار سياه، کنایه از بد بدون وضعیت اقتصادی در فصل بهار

سيا سیفي-siâ sifi : سياه سفيد، پودري كه براي سفيد كردن صورت عروس مي‌ماليدند

سیاسِرفَ :  Siâ serfa: سیاه سرفه، نوعی بیماری

سیاگَلِ – siâgale : خاک سیاه

سيتين- sitin : ستون

سير كوهي- sir kohi :گياهي دارويي

سیراخ-  sirâx: سوراخ

سیرسیرک-sirsirk : جیر جیرک

سِيزُ – seyzo : سیزان، اتاقی که با چینه و یا خشت، با سقفی قوسی برای نگهداشتن حیوانات و یا انبار کردن آذوقه ساخته می شود

سیزدَ خُنَه- sizda xona :سیزده خانه، محله ای در شمال کهنوش

سیزَن چِكُ- ekoč sizan: سوزن چکان کردن، هیچ به هیچ کردن، یعنی برای مراسم عروسی نه چیزی از خانواده داماد می گیرند و نه چیزی می دهند

سيفي – sifi : سفيد

سِيك-seyk: كنج ، گوشه ديوار

سِیل-seyl : نگاه ،دیدن، تماشا سِیل کُ: نگاه کن، دقت کن

سِيمَرَ – samira : محيط، محوطه، دشت

سینَ- sina : سینه

سَین دعوا-sayn davâ  : سنگ دعوا

سینَ کِشِ قَروِسُ – sina keše qarveso : سربالایی قبرستان

سَین ناختن-  sayn naxtan: سنگ انداختن

سِینجید- sinjid : سنجد

سینزَ- sinza: سیزده

سیو زمینی- sivzamini  : سیب زمینی

 ------------------------------------------------------------------------------

فرستنده : سعید گل محمدی

سر خور : کسی که با کارهایش موجب آزار دیگران میشود

 

فرستنده : بهزاد کرمی

سکو:نگاه کن
سکوسکو:خوب توجه کن
سکو سکو سکو:برای مسخره کردن به کار میرود

 

فرستنده: مصدق اسدبگی از کرج

سِودا چِنَ :شروع کرد به حرف زدن بی فایده
سِمِج:لجباز
سِیَک کار:رعیتی که زمین دیگری را میکارد و یک سوم را به عنوان دستمزد میبرد
سیتیک:سر به سر گذاشتن و اذیت کردن
سِنجاوی:اسم مرد
سِلطُنَلی:اسم مرد "سلطان علی
سِرافَری:اسم زن
سَروی گل:اسم زن
سِرنج :اسم کوهی در کهنوش
سِیُ:اسم محلی

سَرسینجیتا :نام محلی

سِرَلی:نام مرد
سِیَک:یک سوم
سِیل:نگاه
سُراب: نام مرد.سهراب
سِکنری:مکث
سُآ :فردا
سِواک:ساواک
سِرین: بالایی و فوقانی
سیالَ :سیاه چهره
سولاخ : سوراخ
سیرِاُ :سیراب شدن
سِگاری : سیگاری
سیویل :سبیل
سِرِوِر :صاف و ساده
سِمِنی : سمنو
سا اَ :سایه

 فرستنده: فرزند کهنوش

سکلو:تکه چوب کوچک برای راندن الاغ ازطریق قلقلک گذاشتن زبان بسته
سلنه:مدفوع انسان
سلنه سلام :گلمژه

پایان پیام/

[ جمعه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 13:5 ] [ کهنوشی ها ]

اُ شییَ شییَ ؟

نه دس داره نه پا زمین مُکنه مث چا؟

 

فرستنده: فرزند کهنوش

[ چهارشنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 11:31 ] [ کهنوشی ها ]

85408298969446246530.jpg    54109316515600692955.jpg

05897876489266763639.jpg    50592562131790134925.jpg 

وِرِ سِیلِ عسک در اَنازِِ بِزرگ ریش اِشارَ کُنیت  
 برای مشاهد تصویر دراندازه بزرگ روی آن اشاره کنید

پوریا گل محمدی:قبرستان کهنوش بافتی سنتی دارد و بسیار با طبیعت کوهستانی آن هماهنگ است. در گذشته پس از دفن مردگان بدون ایجاد تغییری در خاک و محیط زیست به وجود آورند، چند سنگ به عنوان نشانه روی قبر قرار می گذاشتند. یعنی نشانه دفن مرده چند سنگ ساده روی قبر  او بود. اهالی این سنگها را از همان کوهستان اطراف گورستان می آوردند و هیچ هزینه ای نیز بابت آن پرداخت نمی کردند. روی این سنگها نیز چیزی نوشته نمی شد.

البته سنگ های قبر در قبرستان کهنوش شکلها و دوره های مختلفی دارد که قصد ندارم به آن بپردازم.
متاسفانه پس از سالها 1350 به بعد شاهد نوعی تقلید از سنگ قبرهای پایتخت بودیم که در روستای کهنوش هم مد شد. این تقلید تا جایی پیش رفت که امروزه سنگهای گرانیت به کار می رود که روی آن اسم و مشخصات فرد نوشته می شود و شکلی متفاوت با محیط قبرستان دارد. این سنگها تقریبا دو متری طول سنگ و 80 سانتی متری عرض آن است. این سنگ ها نه تنها در کوهستان کهنوش زیبا نیستند بلکه باعث از بین بردن طبیعت بکر کهنوش می شوند. همچنین دوام آنها نسبت به سنگهای کوهستان روستا کمتر است. 

خلاصه اینکه به جای پرداخت های میلیونی برای این سنگها و قرار  دادن آن روی قبر مردگان و بر هم زدن طبیعت کهنوش از همان سنگهای رایگان کوهستان استفاده کنیم بهتر است. شما می توانید این سنگها را بشکلی سنتی تراش داده و نام و مشخصات فرد را روی آن بنویسید. البته این کار توسط متخصص باید انجام شود. 
انجام این کار چند ویژگی دارد: هزینه کمی دارد، بافت سنتی قبرستان را به هم نمی ریزد، به محیط زیست آسیب نمی رساند، صاحبان  فرد فوت شده را به دردسر نمی اندازد که بروند شهر سنگ قبر سفارش دهد و بعد بیاورند روستا و..

پایان پیام/ 

[ پنجشنبه بیستم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 12:0 ] [ کهنوشی ها ]

66573627700746262246.jpgوِرِ سِیلِ عسک در اَنازِِ بِزرگ ریش اِشارَ کُنیت  
 برای مشاهد تصویر دراندازه بزرگ روی آن اشاره کنید

به گزارش کهنوش: بانو "نازگل کرمی" چهارشنبه 19/ 1/ 1394 در تهران درگذشت.

مراسم تشییع: پنج شنبه 20/ 1/ 1394 ساعت 10/30 از مقابل حسینیه کهنوشیهای تهران ، شهرک صالح آباد

مراسم ختم: پنج شنبه 20/ 1/ 1394 ساعت 16 تا 17/30 در حسینیه کهنوشیهای تهران، شهرک صالح آباد

پایان پیام/

[ چهارشنبه نوزدهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 18:13 ] [ کهنوشی ها ]
[ شنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 22:33 ] [ کهنوشی ها ]

بسم الله الرحمن الرحیم

علی کرمی: با سلام و تبریک سال جدید

به عنوان یک کهنوشی که دلم برای وضعیت کنونی کهنوش می سوزه یک انتقاد و یک پیشنهاد دارم که امیدوارم کسانی که کاری از دستشون برمیاد دریغ نکنند.

با اینکه مدتیه که اقدامات خوبی به اسم کهنوش داره انجام میشه ولی متأسفانه عملاً هیچ تغییری در وضعیت کهنوش شاهد نیستیم. من به این وضعیت انتقاد دارم چرا فقط کارهایی که انجام میشه اسم کهنوش رو یدک میکشه؟

حالا که بخشدار مرکزی و رییس آموزش و پرورش تویسرکان از بچه های کهنوش هستند (و انشالله در آینده پست های بیشتری رو کهنوشی ها عهده دار بشن) بازم تغییر خاصی رو ندیدیم.

به نظرم مشکل اصلی و عامل عقب ماندگی روستای ما نبود اشتغال و امید به زندگی داخل روستاست. پیشنهادم اینه که کسانی که توان و همتش رو دارن آستین بالا بزنن و مثلاً یک کارخانه یا یک شرکت تولیدی یا هر کار دیگه ای که بتونه برای کهنوشی ها اشتغال ایجاد کنه رو داخل روستا احداث کنن. این کار باعث میشه خیلی از افرادی که حتی از کهنوش بخاطر کار مهاجرت کردن،برگردن.

به نطر میرسه اگه همین روند مهاجرت به شهر ادامه پیدا کنه تا چند سال آینده از کهنوش فقط یه متروکه باقی میمونه.

آقای گلمحمدی بنده خودم ذینفع نیستم و فقط خواستم دینم رو ادا کرده باشم. انشالله که افراد خیر... به این پیشنهاد لبیک بگن.انشالله

 پایان پیام/

[ شنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 20:8 ] [ کهنوشی ها ]

بنام تمام پاکیها بنام خدا

متشکرم که بمن اجازه دادی می خواهم ازخصوصیات ورداود وجامه بزرگیهای آن صحبت کنم.

" ورداود " به معنی محل جنگ وسه مرحله جنگ بنام سه ورداود رخ داده، مرحله آخر جنگی که در موقعه عید رخ داده که اکثر مشغول پختن غذای شب عید بودند که در این موقعه دشمنان به دنبال افرادی بودند که به خانه گروهی از جامه بزرگیها پناهنده شده بودند . آخه خود جامه بزرگیها از جمله افرادی بودند که سخت با دشمنان اسلام مبارزه می کردند و دائما" درحال مهاجرت بودند. این افراد به خانه جامه بزرگیها پناه آورده بودند و چون آنها لباسهای بزرگ برتن داشتند، آنها لقب جامه بزرگ داشتند. و اما دشمنان که به خانه آنها حمله ور شده بودند گویا در میان آنها دو کودک هم بوده که در هنگام هجوم دشمن جامه بزرگی این دو کودک را به زیر دامن خود پنهان می کند ولی دشمنان تمام اجاقهای آنها را خراب می کند و می روند وقتی دشمنان می روند این دوطفل به پناهنده خود می گویند شما امشب عید ندارید و خودشان را دو طفلان مسلم معرفی می کنند و بنابه فرمان جدمان مرتضی علی فردا شب را عید بگیرید و بنام اجاق مرتضی علی معروف شد یعنی مراد دهنده - پناهنده و متحد شدن وحدت بیشتر بین مردم آن زمان چون از آن زمان بین گروهی که شب اول عید گرفته بودند و گروه جامه بزرگیها وحدت بیشتری اتفاق افتاد. چون شب اول آن گروه جامه بزرگیها را به خانه دعوت کردند و شب دوم هم جامه بزرگیها آنها را و بدینصورت بین آنها اتحاد و وحدت بیشتر و بیشتر رخ داده است .

جامه بزرگیها چندین فرمانده هم داشتند از جمله فرمانده ای که از مقر اصلی خود یعنی ورداود سفلی با سیاه کردن صورت خود با ذغالهایی که کفار شب عید اجاق های آنها را خراب کردند با نیروی تحت امر خود به دشمن حمله می کند و آنها را دردره ای که قبلا" ازسه طرف محاصره کرده بودند بردند و شکست سختی به آنها دادند و بعد در همان جا ساکن شدند که امروزه آن را "کهنوش" می نامند و آنها به گروه "ذغالیها" معروف شدند.

به امید روزی که تمام دشمنان اسلام نابود شوند

                                                                                                     علی شهبازی/ وردآورد

پایان پیام/

 

[ دوشنبه دهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 17:28 ] [ کهنوشی ها ]

75933976570147653300.jpg      07313476071654357149.jpg

88973609456650344238.jpg     75209083027430601675.jpg

19316556466692033764.jpg

برای خواندنی مطلبی در مورد جمعه غریبان و برات روی مطلب زیر اشاره کنید:

جِمَ غَریوُ- jema qarivo و جِمَ بَرات- jema barâtدر کهنوش


پایان پیام/

[ دوشنبه دهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 17:21 ] [ کهنوشی ها ]

29289450479845494684.jpgوِرِ سِیلِ عسک در اَنازِِ بِزرگ ریش اِشارَ کُنیت  
 برای مشاهد تصویر دراندازه بزرگ روی آن اشاره کنید

به گزارش کهنوش: وقتی فردی در کهنوش فوت می کند، شب نباتی را داخل کاسه می گذارند. صبح پیش از طلوع خورشید بر سر قبرش می شکستند. اعتقاد دارند مرده شیرین و راضی می رود کسی را با خودش نمی برد!

این تصویر نمونه ای از این کاسه در تهران است. این مراسم را بیشتر زنان انجام می دهند. لطفا هرچه را که از این مراسم دیده یا شنیده اید، یا از بزرگ تر ها می شنوید در بخش نظر دهندگان بنویسید. 

[ یکشنبه نهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 12:19 ] [ کهنوشی ها ]

وِرِ سِیلِ عسک در اَنازِِ بِزرگ ریش اِشارَ کُنیت  
 برای مشاهد تصویر دراندازه بزرگ روی آن اشاره کنید

پوریا گل محمدی: همیشه فکر می کردم مادر بزرگ چقدر می تواند بزرگ شود؟ آیا از زمین بزرگ تر می شود؟ امروز فهمیدم مادر بزرگها آنقدر بزرگ می شوند که زمین برایشان کوچک است. آنها سفر می کنند و می روند آسمان. آسمان بزرگ تر از زمین است و همه مادر بزرگ ها می توانند آنجا خانه بسازند و با هم زندگی کنند. مادر بزرگ من هم از زمین بزرگ تر شد. حالا رفته آسمان. درست نمی دانم کجای آسمان، فقط می دانم هنوز از یک گوشه ای دارد به من نگاه می کند و می خندد. به قول قدیمی ها ستاره یی شده در آسمان و دارد به ما چشمک می زند.

راستی چرا ما هرچقدر بزرگ می شویم باز مادر بزرگ از ما بزرگ تر است؟ به نظرم چون ما هر چقدر هم به دیگران خوبی کنیم به اندازه خوبی های مادر بزرگ نمی رسد. بزرگی مادر بزرگ به بزرگی خوبی های اوست. 

پایان پیام/ 

[ جمعه هفتم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 20:28 ] [ کهنوشی ها ]

76570240924710760036.jpgوِرِ سِیلِ عسک در اَنازِِ بِزرگ ریش اِشارَ کُنیت  
 برای مشاهد تصویر دراندازه بزرگ روی آن اشاره کنید

 

به گزارش کهنوش: نيم تاج(گوهر) شهابی همسر ارزان گل محمدی در سن 80 سالگی درگذشت.
مراسم تشییع:فردا شنبه 8/ 1/ 94 ساعت 10صبح  از مقابل حسینیه کهنوشی ها صالح آباد تهران
مراسم ختم : فردا شنبه 8/ 1/ 94 ساعت 15 تا 17 حسينيه كهنوشي ها صالح آباد تهران
 
از این مادر چهار پسر به نامهای علی، احمد،پیمان(پیمان)، کریم و سه دختر به نام های گُلدَم،توران و ایران به یادگار مانده است.
روحش شاد یادش گرامی

 

 

[ جمعه هفتم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 19:40 ] [ کهنوشی ها ]

87310382315376854398.jpg    25125108266857595808.jpg

25722936727554217808.jpg      87111022489076998087.jpg 

وِرِ سِیلِ عسک در اَنازِِ بِزرگ ریش اِشارَ کُنیت  
 برای مشاهد تصویر دراندازه بزرگ روی آن اشاره کنید

[ پنجشنبه ششم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 20:24 ] [ کهنوشی ها ]

46211897740191139486.jpg      00461444065410492332.jpg

وِرِ سِیلِ عسک در اَنازِِ بِزرگ ریش اِشارَ کُنیت  
 برای مشاهد تصویر دراندازه بزرگ روی آن اشاره کنید

به گزارش کهنوش: آفای "ابراهیم کرمی" دو عکس از بارش برف در روزهای نخستین بهار در آبادی کهنوش برایمان ارسال کرده که خبر از سفید پوش شدن روستا می دهد. 

پایان پیام/

[ سه شنبه چهارم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 15:30 ] [ کهنوشی ها ]

75277032567680196986.jpg     27499810556140122851.jpg

11978374720819288378.jpg     

وِرِ سِیلِ عسک در اَنازِِ بِزرگ ریش اِشارَ کُنیت  
 برای مشاهد تصویر دراندازه بزرگ روی آن اشاره کنید

[ سه شنبه چهارم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 15:19 ] [ کهنوشی ها ]

35091878795367461589.jpgوِرِ سِیلِ عسک در اَنازِِ بِزرگ ریش اِشارَ کُنیت  
 برای مشاهد تصویر دراندازه بزرگ روی آن اشاره کنید

[ دوشنبه سوم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 19:47 ] [ کهنوشی ها ]

04650866240242686925.jpgوِرِ سِیلِ عسک در اَنازِِ بِزرگ ریش اِشارَ کُنیت  
 برای مشاهد تصویر دراندازه بزرگ روی آن اشاره کنید

[ دوشنبه سوم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 19:41 ] [ کهنوشی ها ]

10032606230388521397.jpg      81815241742426582298.jpg

وِرِ سِیلِ عسک در اَنازِِ بِزرگ ریش اِشارَ کُنیت  
 برای مشاهد تصویر دراندازه بزرگ روی آن اشاره کنید

[ دوشنبه سوم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 19:39 ] [ کهنوشی ها ]

42501721055007687093.jpg     24250209567049697351.jpg  

84607861920890920849.jpg

   وِرِ سِیلِ عسک در اَنازِِ بِزرگ ریش اِشارَ کُنیت  
 برای مشاهد تصویر دراندازه بزرگ روی آن اشاره کنید

[ یکشنبه دوم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 19:52 ] [ کهنوشی ها ]

66825866901455983335.jpg    01731990904418127917.jpg  

80094530394552645377.jpg     65228954163030987643.jpg

15725292298129238079.jpg    56696645886738467368.jpg

85516232535461389234.jpg

   وِرِ سِیلِ عسک در اَنازِِ بِزرگ ریش اِشارَ کُنیت  
 برای مشاهد تصویر دراندازه بزرگ روی آن اشاره کنید

 مدیر وبلاگ: شما می توانید عکس تخم مرغهای رنگی و سفره هفت سین خود را با دروبین یا موبایل گرفته و برای سایت کهنوش ایمیل کنید. همچنین می توانید از طریف واتساپ به شماره 09127754313 گل محمدی ارسال نمایید.

 

[ یکشنبه دوم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 19:33 ] [ کهنوشی ها ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

-برای دریافت اخبار کهنوش نام، نام خانوادگی،شهرک سکونت، تحصیلات را به شماره 5000467754313 پیامک کنید
-هدف ما معرفی کامل و علمی از روستای کهنوش (Kohnuš) واقع در شهرستان تویسرکان، استان همدان است.
- بخشی از مطالب وبلاگ، از کتاب 1000صفحه ای "کهنوش" است که به قلم پوریا گل محمدی(شاعر،پژوهشگر و مردم شناس) در تهران نوشته و در مرحله ویرایش برای انتشار است.
- اطلاعات و اخبار خود از کهنوش و کهنوشی ها را برای انتشار به وبلاگ ارسال کنید.
- هر نوع استفاده از مطالب این ویلاگ تنها با اجازه نویسنده مجاز است.
ایمیل تماس: atiban22@yahoo.com
همراه پوریا گل محمدی: 09127754313
شماره حساب بانکی صندوق دوستداران کهنوش: 108251409 بانک تجارت به نام شهرام اسدبیگی
شماره کارت صندوق جمعیت دوستداران کهنوش: 6037991841847811 بانک ملی ایران، به نام علی اصغر گل محمدی
لینک های مفید
امکانات وب